
ای صمیمی ای دوست گاه و بی گاه لب پنجره ی
خاطره ام میآیی دیدنت حتی از دور آب بر آتش دل
می پاشد آنقدر تشنه ی دیدار توام که به یک جرعه
نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است گرمی دست تو را محتاجم و
دل من به نگاهی از دور طفلکی میسازد
ای قدیمی...ای خوب...تو مرا یاد کنی یا نکنی من
به یادت هستم دائم از خنده لبانت لبریز دامنت پر
گل باد


+ نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 1:3  توسط زهرا
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 0:17  توسط زهرا
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 0:15  توسط زهرا
|

دل بی روح جنس آهنت را دوست دارم
خطوط درهم پیراهنت را دوست دارم
نگاه با همه بیگانه ات را دوست دارم
غرور سرکش دیوانه ات را دوست دارم
تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم
بهاری و من آن عطر خوشت را دوست دارم
به هر لحظه کنارم بودنت را دوست دارم
تماشایی تو هستی دیدنت را دوست دارم
پس از تو رنگ گلها هم فریب است
پس از تو روزگارم بی فروغ است
که می گوید پس از تو زنده هستم؟
دروغ است هرکه می گوید دروغ است
ای ستاره بی تو من تاریکم
بی تو من به انتها نزدیکم
وای چه کردم چه بود تقصیرم؟
که چنین بود بعد تو تقدیرم
تو نخواستی من و تو ما باشیم
سرنوشت این بود که تنها باشیم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 1:20  توسط زهرا
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 1:4  توسط زهرا
|

خانه ام وقتی که میآیی تمامش مال تو
هرچه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو
صد دوبیتی،صد غزل دارم وحتی یک بغل
شعرهای خوب نیمایی تمامش مال تو
ضرب آهنگ غزلهایم صدای پای تو
این صدای پای رویایی تمامش مال تو
عشق من عشق زمینی نیست باورکن عزیز
عشقم،این عشق اهورایی تمامش مال تو
بازهم بیت بد پایان شعرم مال من
بیتهای خوب بالایی تمامش مال تو











+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 0:56  توسط زهرا
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 0:44  توسط زهرا
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:32  توسط زهرا
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:19  توسط زهرا
|



وقتی که تو رو دیدم لحظه هام بهاری شد

تو کوچه ی خاطره هام دلم واست قناری شد

پلکهای دفتر نگام رنگی شده نیلوفری

می سپرمش به دست آب تا که بیای و بری

حرفای تازه تر دارم دونه دونش شنیدنی

من می مونم تا که بیای دوباره بام حرف بزنی

دوباره از نو می سازم یه خونه از خیال تو

یه باغ سبز پر بهر دوباره با خیال تو

فکر نکنی قصه من یه قصه ی تکراریه

قهر نکنی یهو بری جون دلم چه کاریه

منتظرم تا که بیای بشی اسیر کوچمون

بشی خیال نازنین بمونی توی خوابمون
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 2:38  توسط زهرا
|